صبح
نگام کن... ممنونم +شبهای تنهایی با دو تا پسر کوچولو که نهایت همدردی شون یه سری تکون (گاهی با درد و گاهی بی درد )باشه می سازدت... که باید قوی باشی... خودت هم باید مرد باشی تا مرد بسازی از دو تا فسقلی.... +و اما یک سوال....راستی چرا"رباب" با"اب" هم قافیه است... "حسین" از اینکه دختر دار نشدیم ناراحته... میگه دیگه همه توی این خونه هوای شما رو دارن.... +به افتخار همه باباهای نگران و دوست داشتنی ... +تقدیم کردن عزیزان به عزیزترین... +هر کس عقیده و مسلکی داره و این عقیده منه که از طریق خون دارم به پسرام منتقل می کنم... خداجون کمکم کن... +احسان الرضا و عرفان الرضا... و بعد از ان یک دوش آب سرد گرفت و رفت در رختخواب و دیگران را سپرد به اتش درونشان... +گاهی باید تمام گزینه های ارتباط را بست حتی تلفن را کشید و موبایل را خاموش کرد... +امروز وقتی جوابیه پزشکم رو به دخترک معصوم که نگران حالم بود نشون دادم .... طفلک چنان ذوقی کرد از سلامتم و منو سفت در بغلش بوسید که دلم می خواست فقط و فقط اونو تو عالم داشتم..... خودمان را اماده کنیم ... باید در این چند ماه اینده مراقب شنیده ها و گفته هامان باشیم.... هشدار دوباره انتخابات نزدیک است و بازار شنیده ها داغِ داغ.... این روزها هر کس یک اشنایی دارد(که اتفاقا خودش هم او را ندیده )و یک چیزهایی از پشت پرده ها می داند...هههههههههههههههه +بدترین چیز هم این است که عده ای همه چیز فهم هستن... وای که چه +دوست ندارم عباداتی که مخصوصا این روزها به سختی انجامشان میدهم روز قیامت براحتی به پای دیگران نوشته شود.... ++هر گونه اظهار فضل ممنوع... مراقب زبان هایمان باشیم... تا بحال به کسی برای خوش زبانی مدال نداده اند... مخاطب فقط خودم.... پ.ن:این وب فعاله و من از همه دوستانم تشکر می کنم که احوالم رو پرسیدند... فعلا نمی نویسم به دلایلی ...ولی میام اینجا... می ارزد به دیدنش فقط اشک ها اکر بگذارد....کلیک کنید... 





نفرت انگیز هستن این ادم ها...و احساس مسئولیتشان در قبال بیان حقیقت ان ها را کشته است...هههههههههههههه


